محمد كاظم رحمان ستايش
1
آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى )
مقدمه بىشك شناخت منابع در هر دانشى ، اهميت ويژهاى در برداشتهاى علمى آن دانش دارد . منابع علوم انسانى و علوم اسلامى همچون ابزارهاى كار هستند كه بدون آنها دستيابى به مقصود آن علم ميسر نيست . كسانى كه در حوزه اين علوم نتوانند از منابع آن استفاده كنند تنها مىتوانند مقلدانه و نابخردانه از آموزههاى آنها استفاده و آنها را نقل كنند . از آنجا كه منابع اين رشته دانشها غالبا مكتوب است نبايد منبعشناسى آنها با كتابشناسى اشتباه گرفته شود . شناخت مبانى بهكار گرفته شده در هر مصدر علمى و شيوهها و ظرايف استفاده از اطلاعات هر منبع ضرورتى اساسى است كه اهميت موضوع را چند برابر مىكند . قطعا حفظ نام كتابها و نام مؤلفان ، اگرچه ضرورى است اما كافى نيست . بايد دانشپژوه بتواند اطلاعات مورد نياز خود را از متون منابع و مصادر دريابد و استفاده كند . علوم حديث همگى چون بر پايه نقليات و گفتار تاريخى استوارند ، بهطور دائم نياز به استناد و دريافتهاى موشكافانه از اسناد در آنها احساس مىشود . از اين ميان علم رجال يا دانش راوىشناسى بيش از برخى ديگر از علوم حديث با اين امر دست به گريبان است ؛ زيرا بر خلاف متون روايى ، اصول و ضوابط كلى و ثابتى براى سنجش ندارد . چهآنكه در متون روايى با عرضه روايات بر قرآن و بر روايات ديگر و اصول ضرورى دين هم مىتوان به صحت و سقم كلى آنها در مواردى دست يافت . لكن در مورد راويان - از آنجا كه بشرند و تحولپذير - اصول ثابت براى شناخت آنها در همهء عصرها وجود ندارد . بلكه شناخت ما تنها بر پايه اسناد علمى به جاى مانده از عصر آن راويان يا زمان نزديك به عصر آنهاست . بر اين اساس شناخت منابع اطلاعاتى كه راويان را به ما مىشناسانند در واقع شناخت اسناد و مدارك علمى است كه بايد تجزيه و تحليل شود . حب و بغضها ،